|
سخنان بزرگان وحکیمان 1 ادوارد یانک : تولد چیزی غیر از آغاز مرگ نیست اُرد بزرگ : پیرامونیان ما چه بخواهیم و یا نخواهیم بر اندیشه های ما رخنه و اثر خواهند کرد باس : بزرگترین بدبختی آن است که طاقت کشیدن بار بدبختی را نداشته باشیم بروکس آدامز : با مشکلات می جنگیم که به آسایش برسیم ، وقتی به آسایش رسیدیم آسایش را غیر قابل تحمل می دانیم فردریش نیچه :خطر خوشبختی در این است که آدمی در هنگام خوشبختی هر سرنوشتی را می پذیرد و هرکسی را نیز آندره مصورا : بشر به خوشبختی خیلی زود عادت می کند و چون خیلی زود عادت می کند خیلی زود هم فراموش می کند که خوشبخت است الین چانک : آدم شجاع یکبار می میرد ولی ترسو هزار بار بایزید بسطامی : یا چنان نمای که هستی ، یا چنان باش که می نمایی اُرد بزرگ : راهی جز نرمش و بازی با زندگی نیست بزرگمهر : دانایان روشندل می دانند که دوران زندگی دراز نیست ، تن آدمی از این جهان است و روان از سرای دیگر اُرد بزرگ : دیدگاه توده آدمیان بهترین پشتیبان برگزیدگان است هوراس : وقتی که پرکاهی به چشمتان می رود ، آن را بیرون می آورید . وقتی عادتی بد وارد روح شما می شود ، می گویید : سال دیگر معالجه اش می کنیم لابرویر : سخاوت در زیاد دادن نیست، در به موقع دادن است لقمان: شر با شر خاموش نمی شود چنان که آتش با آتش، بلکه شر را خیر فرو می نشاند و آتش را آب بزرگمهر : در آیین خرد در هر کاری اندیشه باید اُرد بزرگ : کسی که می ماند و نمی پرد به یک راز بزرگ آگاه گشته و آن فلسفه پرواز است فردریش نیچه :حقیقت مانند آب دریا است چون نمک آب دریا زیاد است تشنگی را رفع نمی کند. اگر حقیقت آدمی تحریف شود مثل آب شور دریا خواهد بود که تشنگی اش را رفع نخواهد کرد بیگن : تن درست برای روان ، مهمانخانه ، و برای تن ناسالم بیمارستان است سیسرون : آنچه را که با خوشی و لذت آموخته ایم ، هرگز فراموش نمی کنیم لوتر : دروغ مثل برف است که هر چه آنرا بغلتانند بزرگتر می شود فلورانس نایتینگل : انسان بدرستی همان میشود که به آن فکر میکند هولمز : مهم این نیست که در کجای این جهان ایستاده ایم، مهم این است که در چه مسیری گام بر می داریم اُرد بزرگ : کودکی که ، بدون پرسش ما ، گناه خویش را باز گوید ، در حال گذراندن نخستین گامهای قهرمانی است اُرد بزرگ : گربه را آزار مده او نمی تواند به تو وفادار بماند ، این هنجار درونی اوست دیسرائیلی : جوانی اشتباه است ، کهولت مبارزه و پیری پشیمانی بزرگمهر : دانش برترین داده های یزدان پاک است . خردمند همیشه سرور است لابرویر : در این دنیا از دو راه می توان موفق شد ؛ یا از هوش خود و یا از نادانی دیگران دیسرائیلی : کسانیکه ازدواج کرده اند خود را ناراضی نشان می دهند و می گویند زن بد است ، زیرا می خواهند فقط و فقط خودشان از این موهبت تمتّع گیرند لورولا بکدیل : اگر تمام عالم در یک کفۀ ترازو نهاده شود و مادرم در کفۀ دیگر ، کفۀ عالم بالاتر خواهد ایستاد دیسرائیلی : وقت گرانبها است ، اما حقیقت گرانبها تر است اُرد بزرگ : سرانجام یک گره در زندگی نادان ، دهها گره باز نشدنی است بایرون : افتخار در خشک کردن قطرۀ اشک است نه در جاری ساختن سیل خون سامرست موام : درد پیری انحطاط روحی و جسمانی آن نیست ، بلکه بار خاطرات آن است بلوتارک : برای شب پیری در روز جوانی چراغی باید تهیه کرد اُرد بزرگ : در پشت هیچ در بسته ای ننشینید تا روزی باز شود . راه کار دیگری جستجو کنید و اگر نیافتید همان در را بشکنید بایرون : همۀ خوشبختیها و موفقیت که به من روی آورده از درهایی وارد شده است که آنها را به دقت بسته بودم سیسرون : جنگ کشتارگاه کسانی است که همدیگر را نمی شناسند ، به نفع کسانی است که یکدیگر را می شناسند ولی همدیگر را نمی کشند . جنگ قوانین را خاموش می کند بلز پاسكال : تمام شان و عظمت انسان در فكر است سعدی : هرکس خود را نصیحت نکند ، به نصیحت دیگران محتاج است لاواتر: کسیکه همۀ سلاحهای خود را رها کرده و ناله کنان می گوید نمی توانم ، از من ساخته نیست و بدشانسم ، ترحم انگیزترین مخلوق دنیاست ژول ورن: هر وقت خواستی در کار کسی شیطنت کنی، اول خودت را به جای او بگذار سرنگ : با گریه به دنیا می آیی اما چنان زندگی کن که با خنده از دنیا بروی لائو تسه : يک مسافر خوب از خود هيچ ردي بر جا نمي نهد لقمان : سخنان سودمند را باید نشر کرد مانند افشاندن تخم گندم ، هر چند آب و هوا و زمین به رویاندن و بار آوردن دانه ها یاری نکند باز در گوشه و کنار خرمن ، سنبلها و خوشه های معدود سر دهد و خواهد رویید سانتایانا : آنانکه گذشته را به خاطر نمی آورند محکوم به تکرار آنند لقمان: اگر سخن چون نقره است، خاموشی چون زر پربهاست شاتو بريان: گاهي بي رنگي از هر رنگي زيباتر و مفيدتر است شامفورت : داروهای تلخ را با روپوش شیرین می پوشانیم چرا حقیقت و اخلاق را نیز با لباسهای زیبا نپوشانیم ناصرالدّین صلب الزمانی : چرخهای سنگین و زنگ زدۀ زندگی با دستهای نامرئی امید می چرخد ارد بزرگ : هیچ گاه در برابر فرزند ، همسرتان را بازخواست نکنید شوپنهاور : به من بگو قبل از آمدن به این دنیا کجا بودی؟ تا بگویم بعد از مرگ کجا میروی نصیحه الملوک : خردمند آن نیست که چون در کاری میافتد بکوشد تا از آن کار بیرون آید، خردمند آنست که بکوشد در کاری نیفتد آلفونس کار : دوستان عبارت از خانواده ای هستند که انسان اعضای آن را به اختیار خود انتخاب کرده است ویلیام تن : زناشویی عبارتست از سه هفته آشنایی ، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال تحمل علی شریعتی : اساسا ، خوشبختی فرزند نامشروع حماقت است. همه کسانی که در جست و جوی خوشبخت بودن هستند بی خود تلاشی در بیرون از خویش نکنند اگر بتوانند " نفهمند" می توانند " خوشبخت " باشند جیمز بریانت: به لاک پشت ها نگاه کنید، آنها تنها وقتی پیشرفت می کنند که سرشان را از لاک خود بیرون می آورد چارلي چاپلين: در دنيا جاي كافي براي همه هست پس بجاي اينكه جاي كسي را بگيري سعي كن جاي خودت را پيدا كني گریستن : آنکه از دست روزگار به خشم می آید ، هر آنچه آموخته بیهوده بوده است اُرد بزرگ : اندرز پیران ، بیشتر زمان ها مملو از خون و درد است که بدبختانه جوان از درک آن ناتوان است آنتوان چخوف : دانشگاه تمام استعدادهای افراد ، از جمله بی استعدادی آنها را آشکار می کند شاتو بریان : خوشبختی توپی است که وقتی می غلتد به دنبالش می رویم و وقتی توقف می کند به آن لگد می زنیم آنتوان چخوف : خوشبختی وجود ندارد و ما خوشبخت نیستیم ، اما می توانیم این حق را به خود بدهیم که در آرزوی آن باشیم شوپنهاور : اسرار شخص ، مانند زندانیانی است که چون رها شوند تسلط بر آنها غیر ممکن است اُرد بزرگ : خموشی در برابر بدگویی از دوستان ، گونه ای دشمنی است اُرد بزرگ : خویشتن و آدمیان را هنگامی می شناسی ، که تنها شوی سروانتس : آنکه ثروت خود را باخت ، زیاد باخته است ولی آنکه شهامت خود را باخت پاک باخته است سه نه ك : من بين ديوانگي و مست فرقي نمي بينم جزاينكه ديوانگي مدت طولانيتري دارد اُرد بزرگ : خودخواهی ، کاشی سادگی روانت را ، خواهد شکست نیوتون : گاه لازم است که انسان دیدگان خود راببندد ، زیرا اغلب خود را به نابینایی زدن نیز نوعی خوشبختی است جبران خلیل جبران : حیات درختان در بخشش میوه است . آنها می بخشند تا زنده بمانند ، زیرا اگر باری ندهند خود را به تباهی و نابودی کشانده اند زکریای رازی: اگر همه می توانستند از استعدادهای خود درست بهره بگیرند، دنیا همان بهشت موعود می شد که همه می خواهند علی شریعتی : چه قدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدنها که به این مردم آسایش و خوشبختی بخشیده است جبران خلیل جبران : آموختن تنها سرمايه ای است که ستمکاران نمی توانند به يغما ببرند مولیر : پول با شادمانی کم داخل کیسه می شود ولی با غم زیاد از ان خارج می گردد ارد بزرگ : خوار نمودن هر آیین و نژادی به کوچک شدن خود ما خواهد انجامید مولیر : یک ابله تحصیل کرده از یک ابله بی سواد ابله تر است مارسل آشار : امید دارویی است که شفا نمی دهد ، اما درد را قابل تحمل می کند اُرد بزرگ : کارمندان نابکار ، از دزدان و آشوبگران بیشتر به کشور آسیب می رسانند رنه دکارت : می اندیشم پس هستم ، هستم چون فکر می کنم ، و فکر می کنم چون شک می کنم رابرت زند : آدم ها فقط در يك چيز مشتركند : متفاوت بودن فردریش نیچه :جنبش تساوی خواهی زنان موجب می شود زن از زنانه ترين غرايز خود دور مي شود لاورنس: هر شکست لااقل این فایده را دارد که انسان یکی از راههایی را که به شکست خوردن منتهی می شود را می شناسد اُرد بزرگ : مردان کهن پس از پیروزی ، دشمن را به ریشخند نمی گیرند فردوسی خردمند : خرد برترین هدیه الهی است ماکسیم کورگی : دروغ آیین اربابان و بردگان و حقیقت خدای انسانهای آزاد است فردوسی خردمند : گوش شنونده همیشه در جست و جوی سخن خردمندانه و حکیمانه است اُرد بزرگ : میان اشک مرد و زن بازه (فاصله) از آسمان است تا زمین |
||