|
سخنان بزرگان وحکیمان 3 ژری تایلر: زندگی مانند لبخند ژوکوند است، در نظر اول به روی بیننده تبسّم می کند، امّا اگر در او دقیق شوی می گرید فردریش نیچه :آرامش مدام نیز کسل کننده است. گاهی طوفان هم لازم است اُرد بزرگ : بی باکی گله ، از برای چوپانی بیدار است زرتشت : خدمت به خلق وظيفه نيست بلكه لذت است ارد بزرگ : شکست های زندگی ، درهای پیروزی را می گشاید و خودپسندی درهای پیروزی را یکی پس از دیگری می بندد دن مارکی :خوشبختی میان پرده بدبختی است ژرژ هربرت : یا درست حرف بزن یا عاقلانه سکوت کن نیچه : بشر در این دنیا بیشتر از همۀ موجودات مصیبت و عذاب کشیده ، بهترین دلیلش هم این است که در بین تمام آنها فقط او می تواند بخندد فردوسی خردمند : چراغ مایه دفع تاریکی است ، بدی جوهر تاریکی در زندگی آدمی است که از آن دوری باید جست زکریای رازی : طول کشیدن معالجه را دو سبب خواهد بود : نادانی پزشک ، یا نافرمانی بیمار ديوژن : دو گوش داريم و فقط يك زبان، براي اينكه بيشتر بشنويم و كمتر بگوييم دوگلاس مك آرتور : گذشت زمان آدمي را پير نمي سازد، بلكه ترك آرمانها و كمال مطلوبهاست كه ما را فرتوت و افتاده مي كند داوید هیوم : خوشبختی مانند پروانه ای است ، اگر او را دنبال کنید از شما فرار می کند ولی اگر آرام بنشینید روی سر شما خواهد نشست ژان روستان : من اگر در بهشت باشم ولی به من بگویند تو حق نداری جهنم را به این بهشت ترجیح بدهی از آن بهشت بیرون می روم اُرد بزرگ : بدترین گونه اندرز ، همان رو راست پند دادن است کالوس کاستاندا : هیچ چیز عوض نمی شود ! شما دیدتان را عوض کنید رمز کار این است کاترین پندر : خدا را شکر کنید که نعمات و موهبت هایش به علت بینش محدود ما متوقف نمی شود کریستوف مارلو : مرا اندکی دوست بدار ولی طولانی فنلون : شخص باید لایق ستایش باشد ولی از آن بگریزد علی شریعتی : تهمت و دروغ را دشمن سفارش می دهد و منافق می سازد و عوام فریب آن را پخش می کند و عامی آن را می پذیرد فرانسيس بيكن : انسان دانا به جاي آنكه در انتظار رسيدن يك فرصت خوب در زندگي باشد خود آن را به وجود مي آورد مارکوس گداویر : سعی نکنیم بهتر یا بدتر از دیگران باشیم، بکوشیم نسبت به خودمان بهترین باشیم اُرد بزرگ : میهمانی های فراوان از ارزش آدمی می کاهد ، مگر دیدار پدر و مادر مارک اورل: خوشبختی میان خانه ی شماست، بیهوده آن را در میان باغ دیگران می جویید ماكلولم فوربس : مفيدترين وسيله يك دفتر كار، سبد دورريختنيهاست مارك مك كورميك : از گفتن نميدانم نهراس کنکور : گناه افشا شدن یک راز به گردن کسی است که اولین بار ان را به دیگری سپرده است مونتسكيو : آبادي يك كشور ار روي نسبت آزاديش سنجيده ميشود نه از روي حاصلخيزيش مونت نین: تنبیه در هنگام خشم ، اصلاح نیست بلکه انتقام است اُرد بزرگ : ناتوان ترین آدمیان، آنانی هستند که نیروی بدنی خویش را به رخ دیگران می کشند سعدی : به گرسنگی مردن بهتر که نان فرو مایگان خوردن استائل : مبارزه است که قدرت می آورد نه استراحت امیل زولا : بیشتر کسانی موفق شده اند که کمتر تعریف شنیده اند سعدی: اندیشه کردن به این که چه بگویم، بهتر است از پشیمانی از این که چرا گفتم علی شریعتی : برای کوبیدن یک حقیقت ، خوب به آن حمله مکن ، بد از آن دفاع کن علی شریعتی : خـدايا تـو چگونه زيـسـتـن را به مـن بـياموز مـن خـود چگونه مُـردن را خـواهـم آموخـت ساموئید : اول صحت ، دوم جمال ، سوم مال و چهارم رفیق . این ها پله های نردبان سعادت است الکساندر گراهام بل : تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید . پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند بزرگمهر :آن که در آموختن جهد نمی کند هرگز نباید در انجمن دانایان لب به گفتار بگشاید شوپنهاور : اراده از آن مرد کور نیرومندی است که بر دوش خود مرد شل بینایی را می برد تا او را رهبری کند اعتصام الملک : حقیقت گفت مرا برهنه بگذارید و پیرایه بر من مبندید زیرا من هیچگاه از برهنگی خود شرمسار نیستم آلدوس هاکلی : زندگی مانند نقش و نگارهای قالی ایرانی است که زیبا هست ولی درک معنای آن مشکل است امیل فاگو : پرسیدم دوست بهتر است یا برادر ؟ گفت دوست برادری است که انسان مطابق میل خود انتخاب می کند ارهارد : زن همیشه سن خود را از تاریخ ازدواج حساب می کند ، نه تاریخ تولد بوالو : ابله همیشه دنبال ابله بزرگتر می گردد که او را تحسین کند بطلمیوس : حکمت درختی است که ریشۀ آن در قلب است و میوۀ آن در زبان بزرگمهر : بخیل برای ثروت خود نگهبان است و برای ارث انباردار چایمن : حسد همچون مگس است که همه جای بدن سالم را رها می کند و بر روی زخمهای آن می نشیند اوبالدیا : جهان را نگه دارید، می خواهم پیاده شوم حسين بهزاد : هرگز مگذاركه خنده تو باعث گريه ديگري شود دوکلوس : نفهمی و نادانی سه نوع است : یکی آنکه انسان هیچ نداند ، دوم آنکه آنچه را که لازم است نداند ، و سوم آنکه آنچه را نباید بداند ، بداند جان اشتنبک : بزرگترین امید آن است که امید را به قصد کشت کتک بزنیم نادر شاه افشار : برای اراضی کشورم هیچ وقت گفتگو نمی کنم بلکه آن را با قدرت فرزندان کشورم به دست می آورم ارد بزرگ : پر حرفی در هنگام اندرز ، از اثر آن می کاهد اندرو ماتیوس : شانس هرگز کافی نیست جان اولیور هاینز : مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم می ریزند و از آنها غولی بوجود می آورند که نامش تقدیر است اُرد بزرگ : تا چیزی از دست ندهی چیز دیگری بدست نخواهی آورد این یک هنجار همیشگی است اگوست کنت : چرا باید در انتظار بهشت موعود احتمالی باشیم ؟ما خود قادریم یک بهشت واقعی در عرصه زمین به وجود آوریم اُرد بزرگ : تنهایی برای جوان ارزشمند ، و برای پیر آزار دهنده است آلجر : مردمان غالباً نقص دلیل خویش را با خشم می پوشانند بورنز : ازدواج مثل اجرای نقشۀ جنگی است که اگر انسان یک مرتبه اشتباه نماید کارش تمام شده و دیگر جبران آن به هیچ صورت نمی شود بردون : با زنی ازدواج کنید که اگر مرد می بود بهترین دوست شما می شد کونگ تين گان : فرزانگان سخن نمي گويند، بلکه با استعدادان سخن مي گويند و تهي مغزان بگومگو مي کنند |
||