ارتقای زنان از دیروز تا فردا و کاریکلماتور

 

 

کاریکلماتور

 

 

_بعضي ها مي خواهند با جراحي بيني ، دروغگويي شان را پنهان كنند .

 

_پزشكي قانوني علت مرگش را « افتادن از چشم همه » تشخيص داد .

 

_سالها خون دل خورد ، به جرم خون آشامي دستگير شد .

 

_مصرف پاك كنم بة علت پاك كردن خط ميخي بالا رفت .

 

_وقتي عقلت به جايي نمي رسد ، بايد تاكسي بگيري .

 

_فقط ستاره ها از چشمك زدنشان منظوري ندارند .

 

_چون دلم دودكش ندارد ماهي دودي نمي خورم .

 

_تنهايي در غربت هم ، مرا تنها نمي گذارد .

 

_قار قار كلاغ مرا به ياد شكمم مي اندازد.

 

_ بعلت پرت شدن از مرحله ، زخمي شدم .

 

_زندگي سخت ترين راه خودكشي است .

 

_آسانترين كارها شكست خوردن است .

 

_حال آدم بي حال را نمي شود گرفت .

 

_آدم تميز خيلي آسانتر كثيف مي شود .

 

_براي آدم بدهكار فردا بهترين پس انداز است .

 

_موقع حركت ، باك بنزين كفشم را پر مي كنم .

 

_وقتي ماه را جو مي گيرد ، خسوف مي شود .

 

_تصميم به تغيير سرنوشت ، از «حقوق»شماست بشرط آنكه وسط برج پيش خور نكرده باشيد .

 

_درست است فقر به همه جا سر مي كشد ، ولي گاهي سرزده داخل مي شود .

 

_بعضي ها ، سرشان براي دردسر درد مي كند و بعضي عاشق دردسرند.

 

_بعضي ها ، خودشان داد مي زنند و بعضي قيافه هايشان.

 

_ شاهزاده ام به عقل دستور داد تا با روياهايم كاري نداشته باشد.

 

_افكارم اجازه ملاقات با شاهزاده را پيدا كرد .

 

_افكارم به جشن تمركز اعصاب رفته اند.

 

_افكارم وقتي خواب هستم ، با آرامش فكر مي كنن .